۱۳۸۸ مهر ۸, چهارشنبه

ماجرا از این قرار بود...

مطلبی خواندنی از وبلاگ سیاه خانه از نسیم محمدی ، از دست ندهید

گاهی اوقات کنجکاوی زیاد اطرافیان آدمی را وادار می سازد تا قبل از انجام هر کاری یک
اطلاعیه منتشر کرده و جز به جز به کارهایش اشاره کند. بر همین اساس چندی است که احوالات اینجانب نیز این روزها برای اطرافیان و دوستان آلمانی و ایرانیم دیگر از اهمیت چندانی بر خوردار نیست

ادامه

۱۳۸۸ مهر ۳, جمعه

پیامی از سالها قبل

توی فیلم سوته دلان بهروز وثوقی به خودش میگه* شب جمعه میرن روضه میگن ثواب داره ، با
دنیای ما شده آخرت یزید ، گریه کن نداریم وگرنه خودمون یه پا روضه ایم ، الان شده حکایت ما ، کشورمون شده آفریقا هنوز داریم میگیم ایران بهترین جا برای زندگیه ، گریه کن هم توش زیاد داریم ، نه؟

*ps:شبیه جمله است ، دقیق خود دیالوگ نیست

۱۳۸۸ مهر ۱, چهارشنبه

چه گویم که ناگفتنش بهتر است ...

فکر کنم در تظاهرات اخیر بخصوص در اعتراضات همه گیر مردم ، دولت ایران به راحتی از بحرانهای جاری شانه خالی کرد ، ولی این برنامه فراموش کرده بود که جهان بر سر تحریم غنی سازی اورانیوم ایستاده است ، در واقع و در حال حاضر شرایط میتواند بدتر نیز شده باشد ، کشورهای غربی بدنبال منافع خویش میکوشند و نظام ایران نیز برای دوام حکومتش نیاز به ایجاد بحرانهای متوالی دارد ، چه چیزی بهتر از اینکه دنیا نظامی را ببیند که در مقابل مردمش مشروعیت ندارد و رئیس جمهوری که مورد آزار مردم شده به راحتی به نیو یورک بیاید با اینکه میداند چه خوابی برایش در آنجا دیده اند و در خود محل نیز صندلیهائی است که خالی میشود ، این همه ایجاد بحران کردن به چه کاری میآید ، آیا جهان فریب یک دولت بدون مشروعیت را میخورد؟ یا این همهمه واقعن جدی است ، سیاست که کسی را نمیشناسد و به فکر دوام خویش است . امیدوارم که ایران هسته ای را نبینیم زیرا که باید دعا کنیم کاش اصلن این اتفاقات نیافتاده بود ، کسی معترض نشده بود و محمود احمدی نژاد هم اینطور براحتی به کسی نمیخندید ، وای بر روزی که او ویارانش بدون تقلب به مردم ایران بخندند