۱۳۸۸ تیر ۲۸, یکشنبه

History...

بیایم نکته رو بررسی کنیم بد نیست. اونچه من و تو از زندگی انتظار داریم چیه؟ که در موارد اضطراری و فوری بتونیم بر اعمال و کردار خودمون قضاوت عادلانه و صحیح داشته باشیم . خوب آنچه که مسلم است از وحشت و ترس نمیتوان پیروزمندانه فرار کرد و به طوری که مشخص است فرار از هر موقعیت وحشت آور و رعب انگیز عمل نادرست و بهترش ابلهانه ایه. هر کس در قرار گرفتن در موقعیت ترس تو این 3 حال قرار میگیره : 1. یا از اون فرار میکنه . 2. ایستادگی میکنه و 3 موقتن عقب نشینی میکنه . به هر حال بطوریکه میبینیم در واقع فرار از ترسی وجود ندارد. و فکر کنم به این نتیجه رسیدیم. میخوام بریم به تاریخ وسری هم در تاریخ ببریم در اواخر قرن 14 تا اوایل 16 وقتی نوزادی متولد میشد بالاترین سنی رو که براش در نظر میگرفتند فقط تا بیست سالگی بود.
(خوب به مدد تکنولوژی و علم و آموزش ، الآن به طور حتم زنانی که در 40 سالگی صاحب فرزند میشوند بیشتر شانس دارند که تا 100 سالگی عمر کنند. شما فکر کنید که یک فرد 38 ساله ، جوانی است که تازه میخواهد زندگی خود را شروع کند و اگر در 40 تا 41 سالگی بر مشکلات مختلف زندگی حالا در هر بعدی پیروز شود ما او را یک جوان موفق و با تجربه میخوانیم.) خوب بریم دوباره در تاریخ: در حال حاضر به چند دلیل میزان طول عمر زیاد شده : نوزادها در هنگام زایمان کمتر میمیرند ، در مسیر زندگی به سوی سالخورده گی بهتر یاد گرفته ایم که چگونه سالم و تندرست بمانیم ، ما زود پیر نمیشویم و خیلی راحتتر در حال زندگی کردن هستیم و سایر عوامل دیگر که به آن حتمن در موقع خودش خواهیم پرداخت . شاید بگی این ربطش به تاریخ چی بود ؟ خوب این رو بر عکس کن و ببین در گذشته تمام این موارد دخالت داشتند برای کم بودن طول عمر.
خوب حالا بر گردیم به موضوع خودمون ، چرا ما فکر میکنیکم که پیر هستیم . چرا در ایران یک جوان 25 ساله فکر میکنه که خیلی عمر کرده و خودش رو پیر میدونه و خود تو هم حتمن به این دچار شدی ، در واقع اصلن اینطور نیست ... من * شخصن خودم اصلن با واژهء پیری مخالفم و از اون فرار میکنم. یک ایده بهت میدم :هیچ وقت نگذار توی زندگی ات به این نتیجه برسی که آخر گرسنگی غذا خوردن هستش . به بعد از اتفاقات اون هم فکر کن . آخر تو این نباید باشه ، امیدوارم منظورم روشن باشه . حالا چرا من دارم این مطالب رو مینویسم ، اصلن هدفم این هست که به خودم یاد اوری کنم که تو کدوم مرحله از زندگی هستم و چقدر باید کوشش کنم و چقدر میتونم خودم رو نا امید کنم و چقدر میتونم به خودم روحیه بدم ، من هم یک آدم تنها هستم که در شرایطی خاص و بد گرفتار شدم * ، ولی چرا باید نا امید باشم و این رو هم بگم هیچ چیزی بد نیست ... باور کن حتّا اگر از تشنگی و گرسنگی توی یک بیابون بی سر و ته بمیری ، یا از سرما توی یخبندون و ... پس چرا باید به خودم سخت بگیرم؟ توصیه میکنم بیخودی هم وقتت رو روی کتابهای راز چگونه اینطور و اونطور بمونیم و موفقیت تو جیب شلوارمون هست و ... تلف نکنی ، چرا هر وقت که فکر میکنی داری خورد میشی ، توی یک لیوان آب جوش نریزی و به کوشش اون لیوان برای نشکستن و تلاش خودت برای اینکه دستت نسوزه فکر نمیکنی و به سازندهء اون لیوان؟!!! Jul 20 09
ادامه دار...

=====================================================================================
اندر مقایسات...

مقایسه غذای۶ خانواده در جهان:

کشور: آلمان
هزینه: ۳۷۵ یورو برای یک هفته
غذای مورد علاقه خانواده: پیتزا و سیب زمینی سرخ شده


کشور: چین
هزینه :۱۲۳۳ یوان برای یک هفته
غذای مورد علاقه : گوشت خوک


کشور: ژاپن
هزینه: ۳۷ ین
غذای مورد علاقه: سیب زمینی و کیک و میوه


کشور: کویت
هزینه : ۶۳ دینار در هفته
غذای مورد علاقه : مرغ


کشور: اکوادور
هزینه: به دلیل اینکه بعضی از محصولات از طبیعت به دست می آید غیر قابل محاسبه است
غذای مورد علاقه: سوپ سیب زمینی


کشور: چاد
هزینه : …
غذای مورد علاقه: سوپ و نان


همین اختلاف طبقاتی رو تو تهران میتونی ببینی کافیه وقتی میدون تجریش ایستادی یه تاکسی دربست بگیری و بری راه آهن و از رنگ و روی آدم ها بفهمی شب غذای کافی خوردن یا نه؟!

هیچ نظری موجود نیست: